‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ شهریور ۲۰, چهارشنبه

198

http://shamselangeroodi.persiangig.com/audio/shamselangeroodi-dar-shab-ahangsaz-kamranerasolzadeh.mp3/download

وبازم از فانیزم....

***
الآن سایه مسیج داده که از اومدن معصومه ابتکار خیلی خوشحاله...مث خودش بگم:جون تازه گرفته...واز لابلای سطرای دستخطش یه چیزی که اسمش خوشحالیه میره زیر پوست صورتم....وشمس میخونه:
....از که بگیرم گل من از تو نشانه؟ ....از چه نباری،بر سر کِشتَم   ؛     همچو کویری گشته بهشتم......
اگه سایه و فانیز اینجا بودن هر دو شونو دو تا ماچ سفت می کردم...مدل نانایی

۱۳۹۰ اسفند ۶, شنبه

می خواهمت هنوز....

امروز سارا این اس ام اس رو برام فرستاده بود:


                                
باز باران،با ترانه
می خورد بر بام خانه
خانه ام کو؟خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران،
گردش یک روز دیرین،
پس چه شد،دیگرکجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین ،
درپس آن کوی بن بست
در دل تو آرزو هست؟...
کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز
یاد یاران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد
باز باران ،باز باران
می خورد بر بام خانه
بی بهانه،بی ترانه...


نمیدونم اینهمه  اشکی که سرازیر شد از حسرت این  "همه"بود که دیگه  سالهاست که عبور کردم ازشون  و خیال کرده بودم میشه ازشون گذشت یا از هوایی که چند دقیقه پیش پیازی شده بود؟

۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

11

...


نشانیها كه گفتی هر كدامش برگی از باغی ست

و از بسیارها تایی

به رخسارش عرق هر قطره ای از مرده دریایی

نه خال است و نگار آنها كه بینی ، هر یكی داغی ست

كه گوید داستان از سوختنهایی

یكی آواره مرد است این پریشانگرد

همان شهزاده ی از شهر خود رانده

نهاده سر به صحراها

گذشته از جزیره ها و دریاها

نبرده ره به جایی ، خسته در كوه و كمر مانده

اگر نفرین اگر افسون اگر تقدیر اگر شیطان

بجای آوردم او را ، هان

همان شهزاده ی بیچاره است او كه شبی ...

***************

....

و سنگستان گمنامش

كه روزی روزگاری شبچراغ روزگاران بود

نشید همگنانش ، آغرین را و نیایش را

سرود آتش و خورشید و باران بود

اگر تیر و اگر دی ، هر كدام و كی

به فر سور و آذینها بهاران در بهاران بود؛

كنون ننگ آشیانی نفرت آبادست ، سوگش سور

چنان چون آبخوستی روسپی . آغوش زی آفاق بگشوده

در او جای هزاران جوی پر آب گل آلوده

.......

"مهدی اخوان ثالث"